هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
222
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
مسنتر باشد چه من خوش ندارم ترا بكشم . على به او گفت : ولى من خوش دارم كه ترا بكشم . آنگاه خشمناك از كوره در رفت از اسبش به زير آمد و بر على يورش برد و ضربهاى بر سرش وارد آورد . على با سپر خود آن را از خود راند ولى شمشير سپر را دريده و از آن بر سر او نفوذ كرد و جراحاتى بر آن وارد آورد ولى على ( ع ) كنترل خود را از دست نداد ضربههاى پياپى بر وى وارد مىآمد و او ( جاى خالى ) مىداد آنگاه على بر وى يورش برد و ضربهاى بر گردنش وارد آورد كه چون صاعقه صدايش در ميان دو لشكر ، طنينانداز شد عمرو بر زمين افتاد و همچون گاو سر بريده ، خون از او فواره مىزد و بر اثر آن غبارى برخاست كه جلوى ديد لشكريان را از ايشان گرفت . در برخى مؤلفات سيره به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى آمده كه او گفته است : من هنگامى كه على به مبارزهء عمرو بن ود شتافت او را زير نظر داشتم تا ببينم كارشان به كجا مىانجامد وقتى على ( ع ) بر او ضربه وارد آورد گرد و خاك شديدى برخاست و مانع از ديد من شد ولى صداى تكبير به گوشم خورد مسلمانان تكبير مىگفتند و دانستم كه على حريفش را كشته است وقتى كشته شد آنها كه همراهش بودند گريختند و اسبانشان شتابان راه خندق پيش گرفتند در اين ميان اسب نوفل بن عبد المغيره در خندق گير افتاد مسلمانان با سنگ وى را مورد حمله قرار دادند ، گفت : اى گروه اعراب كشته شدن بهترى برايم در نظر گيريد كه آنچنان كه در روايت طبرى آمده على ( ع ) به سراغش آمد و او را كشت . ابن هشام در سيرهء خود به نقل از الزهرى روايت مىكند كه به همراه عمرو بن ود پسرش سحل نيز بود كه على بن ابى طالب او را نيز كشت و هبيرة بن ابى وهب را نيز كه سواره بود و خودش پياده تعقيب كرد و ضربهاى با شمشير بر او وارد آورد ضربه بر زين اسبش فرود آمد و زره و پوشش را به زمين انداخت عكرمة بن ابى جهل و ضرار بن الخطاب فرار كردند و به منبه بن عثمان بن عبيد اللّه نيزهاى اصابت كرد كه بر اثر آن در مكه فوت كرد . طبرى نيز همين روايت را نقل كرده است . مفيد در « الارشاد » مىگويد : هنگامى كه على ، عمرو بن ود را كشت در حالى كه چهرهاش شكفته بود نزد پيامبر خدا آمد . عمر بن الخطاب به او گفت : آيا زرهپوش او را برداشتى در ميان اعراب زرهى مثل آن يافت نمىشود . گفت : من شرمم آمد كه او را لخت كنم . و در جلد دوم از « فضايل الخمسة من الصحاح الستة » به نقل از جلد دوم « مستدرك -